بهاء الدين محمد بن شيخعلي الشريف اللاهيجي
11
تفسير شريف لاهيجى ( فارسى )
مادر انبيا را مانند مادر خود تصور كرده باشد « نعوذ باللّه من هذه التصورات الباطلة و الكلمات الواهية » قالَتْ گفت مريم إِنِّي أَعُوذُ بِالرَّحْمنِ مِنْكَ بدرستى كه من پناه مىبرم بخداى بسيار بخشش از تو إِنْ كُنْتَ تَقِيًّا اگر باشى تو پرهيزگار ؛ چه جاى آنكه اينچنين نباشى . و گفتهاند كه « تقى » نام بدكار شريرى در آن زمان بود و مريم حال او را شنيده بود ؛ گمان برد كه مگر او است ، از او به حق سبحانه و تعالى پناه برد [ سوره مريم ( 19 ) : آيات 19 تا 21 ] قالَ إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ لِأَهَبَ لَكِ غُلاماً زَكِيًّا ( 19 ) قالَتْ أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا ( 20 ) قالَ كَذلِكِ قالَ رَبُّكِ هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ وَ لِنَجْعَلَهُ آيَةً لِلنَّاسِ وَ رَحْمَةً مِنَّا وَ كانَ أَمْراً مَقْضِيًّا ( 21 ) و چون روح الامين اضطراب مريم را ديد ، قالَ گفت إِنَّما أَنَا رَسُولُ رَبِّكِ جز اين نيست كه من فرستادهء پروردگار توام كه به دو پناه مىبرى و مرا اينجا فرستاده لِأَهَبَ لَكِ تا من واسطهء بخشش پروردگار عالميان شوم بر تو غُلاماً زَكِيًّا پسرى پاك و ستوده بنبوت را ، اين توجيه بنا بر مذهب جمعى است كه غير خداى تعالى را موجد اشيا نمىدانند ؛ و اگر غير را موجد دانند چنانچه زعم بعضى است احتياج به اين توجيه نخواهد بود . و چون عادت جارى است بر اينكه فرزند از نطفهء مرد و زن بهم رسد بنا بر اين ، قالَتْ گفت مريم از روى استخبار أَنَّى يَكُونُ لِي غُلامٌ چگونه بود مرا پسرى وَ لَمْ يَمْسَسْنِي بَشَرٌ و حال آنكه مس نكرده مرا بطريق زوجيت و نكاح حلال بشرى زيرا كه اطلاق نمىكنند مس را مگر بنكاح حلال وَ لَمْ أَكُ بَغِيًّا و نبودم و نيستم من زناكار . قالَ كَذلِكِ گفت جبرئيل عليه السّلام : امر چنين است كه تو گفتى ؛ احدى تو را بطريق نكاح و بطريق سفاح دست نرسانيده قالَ رَبُّكِ گفت پروردگار تو هُوَ عَلَيَّ هَيِّنٌ اين كار كه دادن ولد بدون نطفهء پدر است بر من آسان است